احمد مجد الاسلام كرمانى

147

سفرنامه كلات ( فارسى )

و بعد از دو سه ساعت يك مجموعه شام از براى ما آوردند كه عبارت بود از يكدورى پلو يكدورى چلو و دو ظرف خورش و دو كاسه افشره يكى شربت و ديگرى دوغ و يكعدد نان خاصه و نشستيم و خان نايب مدير محبس را هم صدا زديم و باهم مشغول صرف شام شديم و بعد از فراغ از شام آفتابه لگن آوردند و دست ما را شستند بعد از آن مهياى خواب شديم و چون رختخواب نداشتيم هركدام عبائى بر سر كشيده روى گليم دراز كشيديم و معلوم شد ميهمانخانه حضرت اشرف چه قسم جائى است ! ! بارى با اينكه هوا گرم بود ما هم خالى از خيالات نبوديم و صداى ناله محبوسين هم اذيت ميكرد بواسطه خستگى راه فورا بخواب رفتيم و صبح زود برخواسته نماز صبح خوانديم و منتظر چاى نشستيم و هرچند از طرف مدير محبس اظهار مرحمتى نشد بلكه تا دو ساعت از آفتاب گذشته خواب بودند ولى بيگلربيگى قوچان ما را بچائى و قليان خودش ضيافت نمود بعد از صرف چاى بيگلربيگى « 1 » ، سركار خان نايب هم بيدار شدند و فرستادند از آبدارخانه قند و چاى آوردند و براى ما و خودشان چاى تازه حاضر كردند و مجددا چاى صرف كرديم و چون آفتاب صحن مجلس را گرفت ناچار شده گليم را برداشته ببالاخانه صعود نموديم و سه نفرى آنجا نشسته بر حالت خودمان متحير بوديم و فكر عاقبت امور را ميكرديم و اين بود وضع مهماندارى و حالت مهمانخانه حضرت اشرف كه مفصلا نوشته شد .

--> ( 1 ) در دوره‌ى صفويه عنوان حكام ولايات از مركز تعيين ميشدند و در بعضى موارد سمت آنها موروثى بود . بيگلربيگى اصفهان در عهد صفويه مقام بسيار مهمى داشته و بعد از صدر اعظم يا اعتماد الدوله از همه‌ى اجزاى در خانه معتبرتر بشمار ميآمده است و در بعضى مواقع بهنگام غيبت پادشاه در حكم نايب السلطنه بوده در اواخر عهد صفويه قلمرو سلاطين مزبور داراى چهار والى مستقل و 13 بيگلربيگى بوده است و از جانب سلطان انتخاب ميشده است و ليكن بعدها بيگلربيگى در ولايات داراى مقامى مستقل از مقام والى و حاكم پائين‌تر از آنها بود و مثلا در آذربايجان در رأس اجزاى حكومت شهر بوده است عنوان بيگلربيگى در نزد تركان عثمانى به صورت بيلربى مترادف ميرميران و مخصوص عنوان والى ولايات بزرگ بوده است . « صفحه 492 كتاب دائرة المعارف فارسى »